این سالم با تمام خوبی ها و بدی هاش داره تموم میشه
از اول سال تا آخر سال نگاه کن
تو سال 90 به خودت از 20نمره، چه نمره ای میدی؟؟؟
سال جدید رو با کلی آرزو خوب به همه دوست جووونیام
تبریک میگم
+
تاریخ دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390
ساعت 15:51 نویسنده
angel
|
بنازم دوستان رو که اصلا نمیخونن چی نوشتم
فقط نظر میذارن
بازم دمتون گرم
سلام به همه دوست جووووووووونیام
باید بگم یه چند مدتی نت نمیام
شاکی نشید که بهتون سر نمیزنم
دوستوووووووووووون دارم
+
تاریخ یکشنبه بیست و نهم آبان 1390
ساعت 11:30 نویسنده
angel
|
ما ایرانی ها
وقتی میخوایم از کسی تعریف کنیم :
عجب نقاشیه نکبت…
چه دست فرمونی داره توله سگ…
چقدر خوب میخونه بد مصب…
چه گیتاری میزنه ناکس…
استاده کامپیوتره لامصب…
موی کوتاه به طرف میاد :چه عوضی شدی…
عجب گلی زد بی وجدان…
بیشرف خیلی کارش درسته…
دوستت دارم وحشتناک…! ء
اما وقتی میخوایم فحش بدیم:
…برو شازده…
چی میگی مهندس…
آخه آدم حسابی…
دکتر برو دکتر…
چطوری آی کیو؟
به به! استاد معظم!
کجایی با مرام؟
باز گلواژه صادر فرمودی؟
+
تاریخ جمعه پانزدهم مهر 1390
ساعت 23:13 نویسنده
angel
|
قبل ازدواج
پسر: بالاخره موقعش شد. خیلی انتظار كشیدم.
دختر: میخوای از پیشت برم؟
پسر: حتی فكرشم نكن!
دختر: دوسم داری؟
پسر: البته! هر روز بیشتر از دیروز!
دختر: تا حالا بهم خیانت كردی؟
پسر: نه! برای چی میپرسی؟
دختر: منو میبوسی؟
پسر: معلومه! هر موقع كه بتونم.
دختر: منو میزنی؟
پسر: دیوونه شدی؟من همچین آدمی ام؟!
دختر: میتونم بهت اعتماد كنم؟!
پسر: بله.
دختر: عزیزم!
بعد از ازدواج
كاری نداره! از پایین به بالا بخون
+
تاریخ جمعه هشتم مهر 1390
ساعت 23:4 نویسنده
angel
|
رازهای خوشبختی در زندگی مشترک
روزی یک زوج،بیست و پنجمین سالگرد ازدواجشان را جشن گرفتند.آنها در شهر مشهور شده بودند
به خاطراینکه در طول 25 سال حتی کوچکترین اختلافی با هم نداشتند.
تو این مراسم سردبیرهای روزنامه های محلی هم جمع شده بودند تا علت مشهور بودنشون (راز خوشبختی شون رو) بفهمند.
سردبیر میگه:آقا واقعا باور کردنی نیست؟ یه همچین چیزی چطور ممکنه؟
شوهره روزای ماه عسل رو بیاد میاره و میگه:بعد از ازدواج برای ماه عسل به شمیلا رفتیم،اونجا ...
برای اسب سواری هر دو،دو تا اسب مختلف انتخاب کردیم.اسبی که من انتخاب کرده بودم خیلی خوب بود
ولی اسب همسرم به نظر یه کم سرکش بود.سر راهمون اون اسب ناگهان پرید و همسرم رو زین انداخت .
همسرم خودشو جمع و جور کرد و به پشت اسب زد و گفت :"این بار اولته" دوباره سوار اسب شد و به راه
افتاد.بعد یه مدتی دوباره همون اتفاق افتاد این بار همسرم نگاهی با آرامش به اسب انداخت و گفت:"این
دومین بارت" بعد بازم راه افتادیم .وقتی که اسب برای سومین بار همسرم رو انداخت خیلی با آرامش
تفنگشو از کیف برداشت و با آرامش شلیک کرد و اونو کشت.
سر همسرم داد کشیدم و گفتم :"چیکار کردی روانی؟ حیوان بیچاره رو کشتی!دیونه شدی؟"
همسرم با خونسردی یه نگاهی به من کرد و گفت:"این بار اولت بود.
+
تاریخ چهارشنبه سی ام شهریور 1390
ساعت 10:4 نویسنده
angel
|
گفتگوی دو دختر پای تلفن:
سلام عشقم. قربونت برم. چطوری عسل؟.... فدات شم....گنجشک کوچولوی خودمی.... باشه منتظرم...
می بینمت خوشگم.. می بوسمت... بوس بوس بوس
گفتگوی دو پسر پای تلفن:
بنال.... بوزینه مگه نگفتی ساعت چهار میای؟ ..د گمشو راه بیفت دیگه...وچند کلمه کش دار .... .... .... ....
+
تاریخ یکشنبه ششم شهریور 1390
ساعت 18:5 نویسنده
angel
|

خیلی سخته چیزی رو که تا دیشب بود یادگاری
صبح بلند شی و ببینی که دیگه دوسش نداری
خیلی سخته که نباشه هیچ جایی برای آشتی
بی وفا شه اون کسی که جونتو واسش گذاشتی
خیلی سخته تو زمستون غم بشینه روی برفا
می سوزونه گاهی قلب و زهر تلخ بعضی حرفا
خیلی سخته اون کسی که اومد و کردت دیوونه
هوساش وقتی تموم شد بگه پیشت نمی مونه
خیلی سخته اگر عمر جادوی شعرت تموم شه
نکنه چیزی که ریختی پای عشق اون حروم شه
خیلی سخته اون که می گفت واسه چشات می میره
بره و دیگه سراغی از تو ونگات نگیره
خیلی سخته تا یه روزی حرفهای اون باورت شه
نکنه یه روز ندامت راه تلخ آخرت شه
خیلی سخته که عزیزی یه شب عازم سفر شه
تازه فردای همون روز دوست عاشقش خبر شه
خیلی سخته بی بهونه میوه های کال رو چیدن
بخدا کم غصه ای نیست چن روزی تو رو ندیدن
خیلی سخته که دلی رو با نگات دزدیده باشی
وسط راه اما از عشق یه کمی ترسیده باشی
خیلی سخته که بدونه واسه چیزی نگرانی
از خودت می پرسی یعنی می شه اون بره زمانی؟
خیلی سخته توی پاییز با غریبی آشنا شی
اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جدا شی
خیلی سخته یه غریبه به دلت یه وقت بشینه
بعد به اون بگی که چشمات نمی خواد اون رو ببینه
خیلی سخته که ببینیش توی یک فصل طلایی
کاش مجازات بدی داشت توی قانون بی وفایی
خیلی سخته که ببینی کسی عاشقیش دروغه
چقدر از گریه اون شب چشم تو سرش شلوغه
خیلی سخته و قشنگه آشنایی زیر بارون
اگه چتر نداشته باشی توی دستا هردوتاشون
خیلی سخته تا همیشه پای وعده ها نشستن
چقدر قشنگه اما واسهی کسی شکستن
خیلی سخته واسه ی اون بشکنه یه روز غرورت
اون نخواد ولی بمونه همیشه سنگ صبورت
خیلی سخته بودن تو واسه ی اون بشه عادت
دیگه بوسیدن دستات واسه اون نشه عبادت
خیلی سخته چشمای تو واسه ی اون کسی خیسه
که پیام داده یه عمر واسه تو نمی نویسه
خیلی سخته که دل تو نکنه قصد تلافی
تا که بین دو پرستو نباشه هیچ اختلافی
خیلی سخته اونکه دیروز تو واسش یه رویا بودی
از یادش رفته که واسش تو تموم دنیا بودی
خیلی سخته بری یک شب واسه چیدن ستاره
ولی تا رسیدی اونجا ببینی روز شد دوباره
خیلی سخته که من و تو همیشه با هم بمونیم
انقدر عاشق که ندونن دیوونه کدوممونیم
+
تاریخ جمعه چهارم شهریور 1390
ساعت 15:59 نویسنده
angel
|
امید وارم به آقایون برنخوره!!!!!!!
۱-یک مرد تا زمانی که صحبت هایش را انکار نکنیدحرفی نمیزند.
۲-هرگاه مردی اشتباه میکند و نمیخواهد آن را بپذیرد،عصبانی میشود.
۳-هرگز نگران اینکه قلب مردی را شکسته ای نباش،در بدترین حالت فقط کمی رگ به رگ شده و یک هفته بعد دوباره مثل ساعت کار می کند.
۴-گول مردهایی که گریه میکنند را نخور،درست است که آنها حساس و دل نازک هستند ولی به خاطر داشته باش چیزی را که آنها را متاثر می کند فقط احساسات خودشان است وبس.
۵-یک مرد ممکن است مغرور باشد و چاپلوس،یا خجالتی وچاپلوس،یا خالی بند باشد و چاپلوس.در تمام تاریخ،چاپلوسی صفتی بوده که دست از سر مردان برنداشته است.
اغلب پسرا وقتی به یه دختر میرسن میگن من بدون تو میمیرم،در جوابش جمله زیر میارم، به صحت جمله قبل هم پی بردید
۶-اگه نمی تونی بدون من زندگی کنی،پس چطور تا حالا نمردی؟؟؟
۷-تنها مرد قابل اعتمادی که یک دختر می تواند به او وابسته باشد پدرش است.
۸-زن حکم آب را دارد که از شدت لطافت در محیطی که قرار می گیرد شکل مظروف را به خود میگیرد،هر شوهری که از همسرش ناراضی است علت را در خود جستجو کند.
۹-به هر عاشق طرد شده باید شانس دوباره ای داده شود،البته با معشوقی دیگر.
۱۰-تردید ندارم که هیچ مردی اگر زن بود،هرگز مردی را نمی یافت که به درد ازدواج بخورد.
+
تاریخ سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390
ساعت 13:40 نویسنده
angel
|
.
.
.
چه جالب . بعد چی شد؟
ترجمه : هنوز داری حرف می زنی؟ بس کن دیگه.
این بار دیگه چیکار کردم؟
ترجمه: این بار چطوری مچم رو گرفتی؟
عزیزم خسته ای . بیا یه کم استراحت کن.
ترجمه: صدای جارو برقی نمی ذاره پلی استیشن بازی کنم. خاموش کن.
یااااادم رفت.
ترجمه: کد پستی سی و چهار رقمی خاله اولین دوست دخترم رو هنوز یادمه اما
روز تولد تو رو یادم رفته.
از صبح تا شب دارم جون می کنم بخاطر تو و این بچه.
ترجمه: امروز از محل کار مرخصی گرفتم با رفقا رفتیم کنار رودخونه کباب خوردیم.
عزیزم راهو بلدم.
ترجمه: می تونم راهو پیدا کنم به شرطی که بفهمم تو کدوم کشوریم.
نتونستم پیداش کنم.
ترجمه: شئی مورد نظر بیش از یه متر با من فاصله داشت. حوصله نداشتم پاشم.
برای تمام کارهام یه دلیل منطقی دارم.
ترجمه: یه کم فرصت بده یه خالی بندی جور کنم 
عزیزم تو فقط برام مهمی
ترجمه:نمیدونم به اینم گفته بودم !! مهم اینه که به خواستم برسم
باشه به موقعه انجامش میدم
ترجمه:چه توقعی چند وقت دیگه میگم انجام بدی
+
تاریخ یکشنبه شانزدهم مرداد 1390
ساعت 18:22 نویسنده
angel
|
فکر کن لبه ی پرتگاه دارن 2 نفر پرت میشن !
یکیشون اونیه که تو دوستش داری ولی اون دوستت نداره .
اون یکیم "تو رو دوست داره "تو دوستش نداری.
فقطم یکی رو میتونی نجات بدی کدوم رو نجات میدی ؟ ؟؟؟؟؟؟؟
منتظرم زود بگو دیه کدوم یکی؟؟؟؟؟؟
+
تاریخ جمعه هفتم مرداد 1390
ساعت 15:1 نویسنده
angel
|